وبلاگ دریدگان نیستیم!

خرید بک لینک

اینجا توی خوابگاه، تنها وقتی که همهجا ساکت وآرام است همان اول صبح است که همه خواب هستند. وگرنه از حدود ظهر تا نیمههای شبملت مدام در حالِ سر و صدا کردن هستند. بنا بر دلایلی امروز صبح کمی زودتر بیدارشدم و بعد از انجام یک سری کار، شروع کردم به وب گردی و مطالعۀ اخبار و از اینقبیل کارها. بعد یکهو تصمیم گرفتم سری به وبلاگ قبلیام بزنم ببینم پیامی، چیزیآمده یا نه؛ که البته نیامده بود. همینطور توی دیدگاههای قدیمی چرخ میزدم و افرادمختلف را از نظر میگذراندم و تجدید خاطرات میکردم. هر از گاهی روی آدرس وبلاگشانآن گوشه کلیک میکردم و بعد از اینکه میدیدم وبلاگشان را حذف کردهاند، ناامیدسراغ بقیۀ دیدگاهها میرفتم.

واقعا چقدر افراد از این سرزمین نه چندان وسیعرفتهاند! اینکه آدم بیاید و ببیند یکی یکی وبلاگها حذف شدهاند و دیگر آن دوستانقدیمی نمینویسند خیلی حزن انگیز است. حالا بگذریم از این مسئله که دیگر هیچ راهیبرای سلام و احوالپرسی هم وجود ندارد. شاید در مورد اینکه امروز چرا کمی زودتر ازبقیۀ اوقات بیدار شدم نوشتم. ولی خب فعلا در موردش برنامهای ندارم. راستش رابخواهید اینجا آنقدر اتفاقات گوناگون میافتد که اگر میخواستم همهاش را بنویسمشاید برای هر ترم، یک کتاب در میآمد! ولی خب از آنجایی که هم فرصتش نیست و همطبقِ چیزی که قبلا گفتم، بیشترش کلیشه است و جذابیتی برای خواندن ندارد، نمینویسم.

البته یک نکتۀ دیگر هم هست و آن اینکه آدم وقتیبزرگ و بزرگتر میشود، کم کم باید مراعات خیلی چیزها را بکند. مثلا تا وقتی کوچکبودم وقتی کسی میمرد اگر حتی به مراسمش هم نمیرفتم کسی اهمیتی نمیداد. ولی حالادیگر اوضاع فرق کرده. الان اگر کسی بمیرد و من به هر طریقی تسلیت عرض نکنم ممکناست بعدا داستان شود! حالا به خاطر اینکه باز یک عده نگویند خودم را چقدر بزرگ فرضکردم، میگویم بچهتر که بودم، شاید میتوانستم با خیال راحت در مورد خیلی چیزهابنویسم، ولی حالا دیگر اینجا را کسانی میخوانند که نمیشود برایشان همه چیز رانوشت. باید کمی رعایت کرد. ممکن است باز بعدا داستان شود و کیست که بیاید جمع کندقضیه را؟! برای همین یک سری چیزها را از این جنبه نمینویسم. البته دقت کنید کهنمینویسم در اینجا همان منتشر نمیکنم است!

بگذریم، انشاءالله که همیشه شاد باشید و وبلاگحذف نکنید! به پدر و مادرتان هم نیکی کنید.

امضا: شیخ حسین ابن غلامسخیِ مداحی

و ما چقدر ساده ایم که فکر میکنیم میشود همۀ مسائل را با گفتگو حل کرد!...

ما را در سایت و ما چقدر ساده ایم که فکر میکنیم میشود همۀ مسائل را با گفتگو حل کرد! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 16:35

صفحه بندی