نفرت انگیزه برام شلوغی.
اینکه آدم ده دیقه نمیتونه برای خودش خلوت کنه.
تا میام دو دیقه برای خودم یه گوشه بشینم یکی میاد تو اتاق. بلند میشم میرم یه اتاق دیگه باز یکی دیگه میاد. یه اتاق دیگه که توش ده نفر هستن. باز میرم تو حیاط سرده. توی دستشویی هم که بو میده. رو پشت بوم میخوام بشینم بازم سرده. تو کوچه هم که هم سرده هم خلوت نیست.
آقا دو دیقه بخوام سکوت رو تجربه کنم باید چه کسی رو ببینم؟
خدا شاهده سیزده روز مهمون داری و انواع و اقسام مسئولیت ها سخته. چی میشد مهمونا شعورشون میکشید سه روز اول میومدن همه دید و بازدید ها انجام میشد؟
آقا شما داماد خانوادۀ ما شدی درست. ولی دلیل نمیشه صبح تا شب اینجا پلاس باشی. دامادو فردا شب میندازم بیرون.
چرا باید هر ده دیقه یکی در خونه رو بزنه تا من مجبور باشم برم درو باز کنم؟
چرا باید هر روز صبح برم نونوایی شیش هزار تومن نون بخرم؟
و اینکه چرا باید داماد تازه بیاد بغل من بخوابه؟
اینم شد زندگی؟
ما را در سایت و ما چقدر ساده ایم که فکر میکنیم میشود همۀ مسائل را با گفتگو حل کرد! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39