فرار از بیرجند - کاج کاجی

خرید بک لینک

پدر خدا بیامرزم یک دوست داشت که او هم خدابیامرزشده. بندۀ خدا اسمش قهرمان بود. سالها فکر میکردم که حتما قهرمانِ یک چیزی هستبندۀ خدا. ولی خب از قهرمانی فقط اسمش را داشت و دیگر هیچ... .

قهرمان توی حیاطِ خانهاش یک کاج داشت که هنوزهم همانجا هست. بندۀ خدا کاجِ خوبی بود. البته هنوز هم هست. شاید هم نباشد، نمیدانم.راستش را بخواهید خیلی وقت است که به کاجِ حیاطِ خانۀ قهرمان فکر نکرده بودم. تازگیهاولی بهش فکر میکنم. دلیلش هم این است که اینجا توی بیرجند، تا دلتانبخواهد کاج هست. در هر نقطه از این شهر خلوت که بایستی، چپ را نگاه کنی بی نهایتکاج میبینی، راست را هم نگاه کنی بی نهایت کاج میبینی. البته احتمالش هست که اگررو به رویت را نگاه کنی چشمت بخورد به یک جفت دانشجوی دختر و پسر که دست در دست هم دارندقدم میزنند.

من به عنوان یک مشهدی، که از یک شهر بزرگ آمدهامو دارم توی بیرجند درس میخوانم، غالب اوقاتی که توی شهر راه میروم اعصابم کاج کاجیمیشود. آنقدر اینجا دلیل برای کاج کاجی شدنِ اعصاب وجود دارد که خیلی!

فکرش را بکنید؛ اوایل مهرماه است و شما هر سال،این موقع با دوستانتان میرفتید توی باغهای اطراف شهر و میوههای پاییزیمیدزدیدید! اما الان مجبورید بروید میوههای کاج را از درخت بکَنید و بعد پرت کنیدسمتِ دوستانتان و بعد با دوستانتان فوتبال بازی کنید!

فکرش را بکنید؛ اواسطِ آبان ماه است و شما هرسال، این موقع با دوستانتان میرفتید توی پارکِ جنگلی از هوای ابری و پاییزی لذتمیبردید. اما الان مجبورید اولِ صبح در سرمای استخوان سوزِ خشکِ نامردِ ناجوانمردِبی مروّتِ بی وفایِ این شهر توی ایستگاه منتظر بمانید و به کاجهایی خیره شوید کهیکی پس از دیگری توی خیابانها صف کشیدهاند و منتظرند از کنارشان با اتوبوس ردشوی و درِ گوششان غُر بزنی که چرا یک اتوبوس نباید بخاری داشته باشد؟

فکرش را بکنید، اوایل دِی ماه است و شما هر سال،این موقع با دوستانتان مشغولِ برف بازی بودید و یا حداقل دو یا سه بار باران رادیده بودید! اما اینجا مجبورید که دستِ دوستانتان را بگیرید بروید زیر دوشِ استخرِدانشگاه تا مبادا فکرِ باران بزند به سرتان و دلتان بگیرد و یا بروید برفکهاییخچال را بخورید تا جای برف را توی دلتان پر کند!

حالا اگر مثل بنده بدشانس باشید، ممکن است که توی یخچال با یک عدد میوۀ کاج هم رو به روشوید!

خلاصه اگر خواستید یک روزی به بیرجند بیایید،مواظب باشید که اعصابتان کاج کاجی نشود!

و ما چقدر ساده ایم که فکر میکنیم میشود همۀ مسائل را با گفتگو حل کرد!...

ما را در سایت و ما چقدر ساده ایم که فکر میکنیم میشود همۀ مسائل را با گفتگو حل کرد! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 16:35

صفحه بندی