و ما چقدر ساده ایم که فکر میکنیم میشود همۀ مسائل را با گفتگو حل کرد!

متن مرتبط با «نشناختی» در سایت و ما چقدر ساده ایم که فکر میکنیم میشود همۀ مسائل را با گفتگو حل کرد! نوشته شده است

نشناختی

  • نیلوبلاگ

    از کنارم رد شدی بیاعتنا، نشناختی چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی xa0 در تمام خالهبازیهای عهد کودکی همسرت بودم همیشه بیوفا نشناختی؟ xa0 لیلهباز کوچهی مجنون صفتها فکر کن جنب مسجد، خانهی آجرنما، نشناختی؟ xa0 دختر همسایه! یاد جرزنی هایت به خیر این منم تکتاز گرگم برهوا، نشناختی؟ xa0 اسم من آقاست اما سالها پیش این نبود ماه بانو یادت آمد؟ مشتبا! نشناختی؟ xa0 کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است آه! ...

    ادامه مطلب